

به روضه کار ندارم زمین کمی خیس است
خدا کند که کسی مادرش زمین نخورد...
برچسب:
نویسنده: هستی حبیبی


در یک مانور نظامی و رزمایش احتمال چند درصد تلفات همیشه هست چه برسه به اینکه آسمان آن کشور در اماده باش صدر در صد باشه .
پ ن: ضمن تسلیت به خانواده داغدیده ولی باید موقعیت حال ایران رو در نظر گرفت
پ ن2: خدا رحمتشون کنه ولی نباید رسانه ایی میشد
برچسب:
نویسنده: هستی حبیبی
چند پست پدافندی به رینگ تهران اضافه می شوداپراتور های جدیدی به اپراتور های قبلی اضافه می شوند تا جلو تهدیدات دشمن را بگیرنداپراتور های جدید اما گویا خوب آموزش ندیده اندفرق سرعت هواپیمای مسافربری را ب
برچسب:
نویسنده: هستی حبیبی
آمریکا از ارسال نرمافزار آنالیز دیتای جعبه سیاه هواپیمای اوکراینی به ایران خودداری کرد
پ.ن؛
قراره چه حقایقی از جعبه سیاه به دست بیاد که نباید روشن بشه؟!
برچسب:
نویسنده: هستی حبیبی


خطای انسانی رای دادن به تو بود آخوندک بی لیاقت
برچسب:
نویسنده: هستی حبیبی


از انقلاب ایران که در سال 57 شروع شد حدود چهل و یک ساله که داره میگذره تو این 41 سال عمده سکان این مملکت خسته دست اصلاح طلبان بوده .( نقطه سر خط)
پ ن : فکر کنم عکس گویایی نگفته ها باشه![]()
برچسب:
نویسنده: هستی حبیبی
برف نو، برف نو، سلام، سلام!بنشین، خوش نشسته ای بر بام.پاکی آوردی - ای امید سپید!-همه آلوده گی ست این ایام.راه شومی ست می زند مطربتلخ واری ست می چکد در جاماشک واری ست می کشد لبخندننگ واری ست می تراشد ن
برچسب:
نویسنده: هستی حبیبی
هر وعده که دادند به ما باد هوا بود
هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود
چوپانی این گله به گرگان بسپردند
این شیوه و این قاعده ها رسم کجا بود ؟
رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود!
خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند
هر چیز در این خانه بی برگ و نوا بود .
گفتند چنینیم و چنانیم دریغا ...
اینها همه لالایی خواباندن ما بود !
ایکاش در دیزی ما باز نمی ماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود!!
برچسب:
نویسنده: هستی حبیبی
عجل لولیک الفرج
فضه یک روز به بابای غریبم می گفت:
"به روی سینه ی او ردی از آن مسمار است"
برچسب:
نویسنده: هستی حبیبی
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
پایان
برچسب:
نویسنده: هستی حبیبی